شنتياشنتيا، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 8 روز سن داره

قهرمانم,عشقم,امیدم

مناجات

پروردگارا مرا وسیله صلح قرار بده بگذار هر آنجا که نفرت است ،دانه عشق بکارم آنجا که ظلم است بخشش آنجا که نوامیدی است امید آنجا که شک و تردید است ایمان آنجا که تاریکی است نور آنجا که غم است شادی ای استاد الهی بگذار بیش از آنچه در پی دلداری شدن باشم دیگران راتسلی دهم . بیش از آنچه در پی درک شدن باشم دیگران را درک کنم. پیش از آنچه در پی دوست داشته شدن باشم به دیگران عشق بورزم. چراکه با بخشایش و سخاوت است که دریافت می کنم . و با عفو کردن است که مورد بخشش قرار می گیرم. ...
9 اسفند 1389

دندون شنتيا

مامانم دير شد ولي بالاخره دندونت ۲۱ بهمن نيش زد ما يكماه پيش منتظر در اومدن دندونت بوديم آش دندونيم برات پختيم ولي گولمون زدي يكماه طول كشيد پنج شنبه تازه از سركار تعطيل شده بودم كه خاله اكرم زنگ زد گفت بايد شيريني بدي سريع فهميدم براي دندونته چون شب قبلش تو خواب ناله ميكردي زود خودمو رسوندم خونه خواب بودي همه جوره تست ميكردم تا مطمئن شم دندونت نيش زده همه هم زنگ ميزدن تبريك مي كفتند خلاصه مامان خوشحالمون كردي ازت ممنونم كه اين مرحله سختو داري با صبوري طي ميكني. ...
9 اسفند 1389

شنتيا قهرمان

قهرمان مامان ديروز بردمت چكاپ دقيقا هشت ماهت تموم شد هزار ماشاال...همچي پسرم خوب بود قدت ۷۵ و وزنت۴۰۰/۹مامان و بابا خيلي خيلي دوست دارند. ...
28 بهمن 1389

جملات آموزنده

مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید به دست آورید و گرنه مجبور خواهید بود چیزهایی را که بدست آوردید دوست داشته باشید. ...
26 بهمن 1389

برف

شنتيا مامان داره برف مياد چه برف قشنگي مادانا گفت امروز تا از خونه زدم بيرون تا بيام سركار از خواب پاشدي دوست داشتم پيشت بودم با هم برف بازي ميكرديم ببخش مامانتو كه پيشت نيست ولي پسر من خيلي صبوره مامانشو درك ميكنه ميدونه مامانش براش بهترينارو ميخواد . خيلي خيلي خيلي دوست دارم. ...
23 بهمن 1389